<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شاسوسا شبیه تاریک من &#187; خداحافظ فرفر</title>
	<atom:link href="http://shasoosa.ir/tag/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d9%81%d8%b1%d9%81%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shasoosa.ir</link>
	<description>وبسایت رسمی مجتبا تقوی زاد</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 06:22:51 +0000</lastBuildDate>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>نامه ای برای خداحافظی</title>
		<link>http://shasoosa.ir/2008/11/29/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%db%8c/</link>
		<comments>http://shasoosa.ir/2008/11/29/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Nov 2008 20:48:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجتبي تقوي زاد</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ فرفر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shasoosa.ir/?p=61</guid>
		<description><![CDATA[هر تصمیمی در زمان خود حساس و سرنوشت ساز است ، تصور اینکه در هنگام رانندگی تصمیمی ‏اشتباه بگیریم دردناک است.شاید در نظر خیلی ها این سطور ناشی از بازی کودکانه من در دنیای ‏مجازی است اما نه من نوجوانی هستم که به تازگی با این فضا آشنا شده ام و نه حوصله و وقتی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هر تصمیمی در زمان خود حساس و سرنوشت ساز است ، تصور اینکه در هنگام رانندگی تصمیمی ‏اشتباه بگیریم دردناک است.شاید در نظر خیلی ها این سطور ناشی از بازی کودکانه من در دنیای ‏مجازی است اما نه من نوجوانی هستم که به تازگی با این فضا آشنا شده ام و نه حوصله و وقتی ‏برای بازی دارم! به هر گونه این تصمیم هم برایم سخت بود.‏<br />
فرند فید برای من از نمایشگاه رسانه های دیجیتال شروع شد &#8230;.از روزی که اصلا سرحال نبودم و ‏چهره ام استرس را فریاد می کشید (شاید محمد ، مس ، آق فری ، ژوپی و حتما امید و نیکو یادشان ‏هست)&#8230;..بعد از ارکات تنها جایی بود که با لذت دنبالش می کردم &#8230;.جدای دوستانی که سالها بود ‏با هم صحبت نکرده بودیم مثل محمد صالح و نادر و نیالا و آیدا و &#8230;.. دوستان بسیار خوبی پیدا ‏کردم.دوستانی که تمام سرمایه های من در دنیای مجازی اند! کسانی که از نزدیک مرا می شناسند ‏به خوبی می دانند که بهترین دوستانم با کیلومتر ها فاصله نسبت به من زندگی می کنند و فرندفید ‏خانه ای مناسب بود برای کم کردن این فاصله ها&#8230;..خوشحالم که فرند فید مرا با روح الله ،سنجاقک ‏،نجات ، بیبی مریم ، سجاد ، آناهیتا ، روژنا(بازم می گم م.ب هستی و منتظرم کتابامو بفرستی برام ‏‏:دی) ، فائزه ،دردا ، مقامر ،وارش ، سارا ، مه یا ، آنام ، احسان و خیلی ها دیگر آشنا کرد.خوشحالم ‏که دوستانی پیدا کرده ام که با اینکه نمی شناسندم دست های محبتشان را روی شانه هایم حس  ‏می کنم&#8230;..اما فرند فید با عمر یک ماهه اش در زندگی من مدتهاست که برای من تمام شده ‏است&#8230;..‏<br />
فرندفید دنیای پر از سوء تفاهمی شده که دلیل اصلی اش ماهیت اشتراکی آن است . من به شخصه ‏شاید بدون اطلاعات کافی برای فیدهایی کامنت بگذارم که اظهار نظرم سوء تفاهمی را بین دوستانی ‏ایجاد کند و این آفتی بزرگ است.روزی که اکانت فرند فید را ساختم همه چیز را به شوخی گرفتم اما ‏خودم هم گاهی شوخی و جدی را با هم تمییز نمی دادم و این مسائل خیلی از دوستی هایم را ‏ممکن بود تحت الشعاع قرار دهد.من برای دوستی هایم و برای دوستانم احترام و ارزشی زایدالوصف ‏قائلم که حاضر نیستم به سادگی از دستشان بدهم. احساس می کنم ادامه حضور من در فرند فید ‏به دوستی هایم لطمه می زند  و این مساله برای من دردناک است.‏<br />
از دیگر سو فرندفید مرا از خیلی از فعالیت های اساسی زندگی ام دور کرده و به نوعی معتاد شده ام ‏به آن.یک ماهی می شود که درست مطالعه نکرده ام ، به کارهایم رسیدگی نکرده ام ، درست ‏ننوشته ام و &#8230;..می خواهم کمی به خودم و نوشته هام برسم .کمی به فضای این بلاگ (البته اگر ‏گرافیست منظور نظر هرچه سریعتر سیمای اینجا را آماده کند حتما دستی به سر و رویش خواهم ‏کشید و با بخش های جدیدی فعالش می کنم)‏<br />
اما حالا که تصمیم گرفته ام دیگر به فرندفید نیایم باید به چند نکته اشاره کنم  در واقع چند اعتراف ‏کوچک کنم اسمایلی پدر روحانی و این حرف ها :‏<br />
من به هیچ وجه شخصیت لوده ای که در فرند فید به خود گرفته بودم را ندارم. اتفاقا در برخورد های ‏معمولی یک ناله متحرکم!!!!البته نافی ته رگه های طنز در گفتارم نیستم اما اینقدرها هم شاد ‏نیستم!‏<br />
‏ علیرغم کل کل های مداوم با جلال و بد وبیراه هایی که به هم میگفتیم جلال یکی از بهترین ‏دوستانم است که با تمام وجود دوستش می دارم.‏<br />
من ازدواج نکرده ام!!!تمام بحث زن ذلیلی و زن شهیدی زائیده ذهنی است که به زودی در همین ‏بلاگ نتیجه پرورش یافته این فکر را در قالبی طنز خواهم نوشت.البته منکر نمی شوم کسی را دوست ‏دارم بیشتر از جانم که اتفاقا در فضای فرندفید هم حضور داشت اسمایلی پیدا کنید پرتقال فروش را ‏‏!!!‏<br />
کوتاه سخن که امیدوارم دوستان به بزرگی خود عفو کنند تقاصیر این بنده سراپا تقصیر را ! حلالمان ‏کنند آنها که با کلاممان رنجش خاطری ایجاد کردیم برایشان.دل کندن سخت است اما &#8230;..اکانت را ‏پاک نمی کنم به احترام نوشته های شما که در فیدهایم است و مسلما همه آنها را پرینت خواهم ‏گرفت که خاطره اند همگی برایم&#8230;&#8230;ای میل برخی دوستان را گرفتم و در اولین فرصت با آنها مکاتبه ‏خواهم کرد دوستانی هم که علاقه به تداوم ارتباط دارند می توانند با در نشانی های زیر پیدایم کنند :‏<br />
آدرس پستی :رشت – مجتبی تقوی زاد – صندوق پستی :1468-41635‏<br />
آدرس پست الکترونیک : ‏mojtabataghavizad@gmail.com<br />
و آخر اینکه عاشق باشید اگر برایتان امکان دارد &#8230;..باقی بقایتان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shasoosa.ir/2008/11/29/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

