شاسوسا شبیه تاریک من

Just another WordPress weblog

درباره‌ی من

در تاریخ: April 4, 2010

یا لطیف

مجتبی تقوی‌زادمجتبی تقوی زاد هستم. زاده شده به گاه ِ مهر در شهر باران ها، رشت. بیست و پنج سال و اندی از روزگارم، سن بالا رفته. فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران هستم. همیشه فکر می کنم از من یکی مهندسی در نمی آید. مهندس شدم، که راحت تر شاعر باشم شاید. شعر می نویسم، قلمی دارم و کاغذی که برایم حرمت دارنـــد. ادبیات زندگی من است، شعر هم روزگارم.

تاثیرگذارترین های زندگیَ م زیادند. اولین هایشان پدر و مادرم با ایثارشان. سالهای کودکیَ م ، با جنگ خو کرده و خاطراتش و نبود دستان پدری که مرد جنگ بود. جای خالی آن دست ها، همیشه عزیز بوده و هست تا به حال. جنگ، عضو پنجم خانه ماست. مهمانی که صاحب خانه شد. همین است که دین به گردن هم داریم.

مادر برایم مترادف ایثار بوده و هست. تمام کودکیَ م را بافته. شاید شعر مجسم، مادرم باشد که مرا با شعر به دنیا آورد. «مادر بزرگ نشده بود، اما مادر بزرگ بود.»  من، در دست های او اولین جوانه ها را زدم و بعد، ما با هم قد کشیدیم.

گمان می کنم راه آسمان از نوشتن می گذرد.هیچ پرنده ای را ندیدم که ننوشته ، پرواز آموخته باشد.

رسالتم را در این زندگی، نوشتن می دانم و خود را مدیون ادبیات. زخم های عمیقی که داشته ام، بن مایه اکثر آثار است.آنچه اینجاست، از شعر و داستان، بُرش هایی ست از  زندگی بیست و پنج سالهَ م شاید. اگر پنجاه سالگی، رخ کامل زندگی باشد، این مجموعه ها را می توان نیم رخی دانست و نگاهی انداخت. تفاسیری ست از طرح زندگیَ م ، اطرافیان و دیگرانی که بعضا نادیده و ناشنیده باشند شاید. دیده ها و شنیده هایی که به رشته تحریر درآمده تا رسالتش را به اتمام برساند. می نویسم از خودم، دیگران برای همین لحظه ها که اسمش زندگی ست.

بضاعت من برای این حال ِ حالا و این تقویم است. بضاعت دیگران کاش، رسالتی نوین را برای آیندگان به جا بگذارد. افتخار می کنم اگر من هم به سهم خودم، رسالتم را در ادبیات به انجام برسانم و ادا کنم دینی را که ادبیات وجنگ به گردنم دارند.

اولین اثرم در قالب شعر، به نام « لهجه ات رنگ اطلسی»، زمستان هشتاد و هشت منتشر شده است.دل به خدا دارم، دست به زانو و چشم به فردا، برای تدوین آثار بهتر و مقبول تر.

همه آنچه که گفتم، مجتبی تقوی زاد است. همین قدر خلاصه و زیر پوستی.

من، مجتبی تقوی زاد ، بیست و پنج سال دارم.

9 دیدگاه نوشته شده است! »

  1. ....... در 10/04/07
    گفت:

    شما را زیاد می شناسم اما به واسطه ای ؟؟؟؟
    بیشترش را سکوت می کنم اما این را میتونم بگم که روح بلندی دارید….
    صمیمانه دعایتان می کنم

  2. ari در 10/04/11
    گفت:

    مبارکه مجتبی جان…ایشالا چرخش برات بچرخه…

  3. شعریران در 10/06/08
    گفت:

    دوست گرامی سلام.برای تکمیل فهرست جامعی از شاعران فارسی زبان نیاز به یک ایمیل از شما داریم.
    لطفا بفرمائید و همکاری کنید.
    با تشکر
    شعریران
    ایمیل ارتباطات

    pr@sheriran.com

  4. maryam در 10/07/02
    گفت:

    ketab shereto az kojamishe thiye kard?

  5. کویر در 10/08/07
    گفت:

    امروز نماز خوندن سخت شده…….چون نمیشه بخونی و بهش فکر نکنی…….
    سجاده ام در نزدیکی توست……
    سجاده ام سالها هست……
    بوی سجاده ام مبارک .قبله ام رو به شما ست……..
    مر اقب نفسهایتان باشید.مبادا شاپرک اسیب ببیند……….

  6. کویر در 10/08/14
    گفت:

    امروز روز روزه گرفتن برای شکر حضور شاپرک هست.
    من از کویر تشنه دیروز یاد گرفتم که با باران اشکهای شاپرک وضو باید گرفت.
    امروز اسمانم…….
    تا شاپرکم ازاد در هر جهت برقصد……..
    امروز روزه ام تا سبک شوم و بتوانم شکر خدا بجای اورم از پاداش حضور شاپرک

  7. سامی دخت در 10/09/18
    گفت:

    سلام جناب اقای تقوی زاد
    نوشته های شما رو عموما در ریدر دنبال میکنم و محبت شما رو بر سر نوشته های دست و پا شکسته ام بارها دیدم.درباره مای اینجا شاید جزو بهترین درباره ماهایی بود که تا امروز خوندم.خداوند به قلم شما برکت بده.

  8. mohsen hosseiny در 11/03/28
    گفت:

    سلام جناب تقوی زاد
    میشه بفرمایید وجه تسمیه شاسوسا چیه؟

    جناب آقای حسینی سلام
    شاسوسا در زبان سانسکریت به معنای معشوق اساطیریست.از طرفی عده ای بر این باورند که شاسوسا حسی عاشقانه در مردان است نسبت به زنی خاص که نامی ندارد.در واقع یک معشوق درونی. همین می شود که سهراب می گوید :”شاسوسا/شبیه تاریک من”
    امیدوارم توضیحاتم کافی باشد:)

دیدگاه خود را ارسال کنید