نوشته های اخیر

معصومیت بر دار رفته

انتظارم چیز دیگری بود. محمد تقوی می‌گفت: « وقتی نوشتی، دیگه از خوندن لذت نمی‌بری ، فقط می‌خوای ببینی چی رو چه‌جوری نوشتن؟» حالا حکایت  من و خاطرات و کابوس‌های یک جامه‌دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان فراهانی است! من آمده بودم که از آن حمام لعنتی فین …

بیشتر بخوانید »

بازی از سر!

نمی‌دانم چرا ، اما بعد از سال‌ها نوشتن مداوم این صفحه به فراموشی سپرده شد. می‌شود تقصیر را گردن گوگل‌ریدر و فیس‌بوک و توئیتر انداخت ، اما واقعیت این است که این‌ها همه بهانه‌های بنی‌اسرائیلی است. حالا باز هم قرار است چراغ این خانه روشن شود. امیدوارم بادها توان خاموش …

بیشتر بخوانید »