ساختار کلاسیک

کتاب «آذر بود باران می‌بارید» در قبال سال‌های جنگ دموکرات است.

علی‌ مسعودی‌نیا در نشست نقدوبررسی مجموعه‌داستان «آذر بود باران می‌بارید» گفت: داستان‌های این مجموعه رویکردی دموکراتیک در قبال سال‌های جنگ ایران و عراق دارند.

بیشتر بخوانید »

بر‌مرکب‌ اندوه‌ سواریم

بینامتنیت همواره یکی از عناصر درگیر کننده ذهن منتقدان بوده است. چه اینکه برای بسیاری این باور وجود دارد که متنی در دنیا نوشته نمی‌شود مگر اینکه ارتباطی بینامتنی با متنی پنهان داشته باشد. «تذکره اندوهگینان» اما از همان ابتدا تکلیف خواننده را مشخص می‌کند.

بیشتر بخوانید »

من از انتشار خيابان‌هاي بي‌تو مي‌ترسم

بر تن آدمي نقش‌هايي از احساساتش مي‌ماند كه شاكله‌ي صورت و سيرت او را مي‌سازد. يكي از اين حس‌ها ترس است. گزافه است اينكه كسي ادعا كند از هيچ‌چيزي نمي‌ترسد.

بیشتر بخوانید »

قسم به گیسوان خونی‌ات…

بارانِ پَر است وقتی گنجشک‌هایی که به لانه می‌روند به شاخه‌هایی شکسته چنگ می‌اندازند حالا لانه‌هایشان جنگلی است در حال سوختن وقتی هیچ تلفنی برای تماس با آتش‌نشانی بوق نمی‌خورد #مجتبی_تقوی_زاد #القدس_عاصمه_فلسطين_الابديه

بیشتر بخوانید »