خانه / تراوشات / ادبیات / موقعیت: هجوم واقعه

موقعیت: هجوم واقعه

پاره‌ای اوقات، قلم بنای ناسازگاری بر‌می‌دارد و گریزپا می‌شود. آن‌هنگام که آدمی گمان می‌برد انباری شده از حرف‌های ناگفته و دقیقه به دقیقه بر موجودی انبار افزوده می‌شود، به مفری فکر می‌کند اما از اتفاق همان لحظه است که آدمی قفل می‌شود. بگذارید قاضی درونیات آدمیان نباشم. من اینگونه‌ام. قفل می‌شوم. از نوشتن دو خط هم عاجز می‌مانم. انگار کنید کسی در میانه‌ی مسابقه‌ی آوازه‌خوانی، زبانش بند آمده باشد. من نام این موقعیت را گذاشته‌ام : موقعیت «هجوم واقعه».

چندی است که درگیر این حالم. حرف روی حرف می‌آید، اتفاق پشت اتفاق اما آدم دچار «هجوم واقعه» لاجرم، محافظه‌کار می‌شود. دو دوتا چهارتا می‌کند برای گفتن هر کلمه‌ای. قلم برداشته-نداشته پشیمان می‌شود از نوشتن. آن‌قدر این انبار پر می‌شود، پر می‌شود، پر می‌شود که یک روز با صدای مهیبی در آدمی منفجر خواهد شد.

القصه، خدا نیاورد برای هیچ مسلمانی، هجوم واقعه را.

درباره‌ی مجتبی تقوی‌زاد

همچنین ببینید

رنگین کمان جنگ

یادداشت حسام آبنوس بر «آذر بود، باران می‌بارید»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *