خانه / تراوشات / ادبیات / «آذر بود، باران می‌بارید» منتشر شد.

«آذر بود، باران می‌بارید» منتشر شد.

«آذر بود باران می بارید» از مجموعه‌ی داستان بزرگسال به قلم مجتبی تقوی زاد از سوی انتشارات پیدایش منتشر شد.

در خلاصه‌ی جدیدترین عنوان از مجموعه‌ی داستان بزرگسال آمده است:« باز همان حس پاگیرش شده.گاه می ترسم كنارش راحت بخسبم.دیشب تا از او خلاص شوم،هزار بار عزرائیل را جلو چشم هام دیدم.امروز بزم زنانه،عمارت بدرالملوك بود و سفره ای الوان گسترده بودند.و هم حرف مردم مجابم كرد پیراهنی گیپور با آستین های بلند تن كنم.مبادا نگاه كسی به جای دندان ها بیفتد.در این فقره شاد شدم كه دیدم غالب مجلس،لباس هایی با آستین بلند تن دارند.فقط پوران با پیراهن سرخ آستین كوتاهی آمده بود كه هروقت دست می رساند به چیزی جای چند خون مرگی ازآستینش بیرون می زد.لودگی كردم:«ای وای پوری جان،چه بلایی آمده سرت؟چه كسی دست هات را سیاه كرده؟» زن ها خنده تركاندند.در زبان درازی و وقاحت تا ندارد، گفت:«حضرت خانم هم اگر به رسم لوندی واقف بودند،مرد خانه را سرگشته می كردند.»زن ها هم كه متذصد فرصت برای خندیدن.یعنی غضنفری هم مثل سرهنگ شده؟دارم به جنون می رسم و سودایی می شوم.هر شب كه به تخت می روم،هراس دارم كه سپیده در صحت بیدار نشوم.كاش می شد به طهران مفری بزنم.سرهنگ بدجور ناخوش است.»

این كتاب ۹۲ صفحه ای ۹۰۰۰ تومان به فروش می رسد.

 

#مجتبی_تقوی_زاد

#آذر_بود_باران_می_بارید

#انتشارات_پیدایش

درباره‌ی مجتبی تقوی‌زاد

همچنین ببینید

رنگین کمان جنگ

یادداشت حسام آبنوس بر «آذر بود، باران می‌بارید»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *