نذر دستان بریده عباس (ع)
در تاریخ: July 16, 2010
این شعر
اذن دخول گرفت
تا آمد به احترام شما
دست به سینه بایستد
خجالت کشید
دستانش را پانصد متر دورتر از حرم گذاشت و وارد شد
پدر
برای نماز صبح بیدارم کرد
مادر در سجده گفت :
“غازهای وحشی
هرکجای دنیا که باشند
محرم ها
راهی آبگیر های سادات محله می شوند!”
پ.ن: این شعر را محرم هشتاد و هشت نوشتم و تمام مدت تصویر حرم جانباز کربلا از مقابل چشمانم می گذشت. هر چه فکر کردم دیدم نمی توانم چیزی غیر از این را امروز که میلاد علمدار کربلاست منتشر کنم. دلم زیارت می خواهد.دو سال و نیم گذشته است آقا …..قولی از شما گرفته بودم …یادتان که هست نه؟



ari در 10/07/17
گفت:
ببخشید مسئلتن:عباسیان که بعدها با فضاحت از ایران دیپورت شدن از اقوامو آقا زادگانو نوادگان ایشون بودن؟
ری را(پــلـاکـــــ سـ ی) در 10/07/28
گفت:
اینجا خیلی زیباست