حاشيه هاي يك حاشيه
در تاریخ: June 1, 2010
ما
حاشيه هاي داغ يك بازي فوتبال بوديم
كه سوختيم
سر زانوهايمان سوراخ شد
و
پيشاني هايمان خراش برداشت
در هزار و يك بخش خبري نشانمان دادند
ميليون ها نفر
در گزارش هايمان هورا كشيدند
و هزاران نفر
اطلاعاتي در مورد مادرمان منتشر كردند
حالا او
فراري قرمز سقف كروكي خريده!
و من
دنبال كرايه هاي عقب افتاده ام هستم!



ari در 10/06/02
گفت:
بله دیگه عزیزم وقتی یه بازی فوتبالو میبازی باید قبول کنی دیگه…وگرنه خس و خاشاک میشیاااا…از ما گفتن بود…:دی…(هر وقت حرف فوتبال میشه یاد اون احمق میافتم…وصد البته جنایتاش…بگذریم…تقصیر خودته که منو یاد فوتبال انداختی…)
اتفاقا موقع نوشتن اين كار به فكر يه جنايتكار بودم!و صد البته كه مي دوني تفاوت نظر داريم در مورد جنايتكار
خوشحام که بر خلاف نظر اون جنایتکار(ا) حداقل وجود تفاوت نظر رو تائید و قبول میکنی…
البته خوبیش اینه که منو تو تا اون موقع که جنایتکار واقعی وعلوم میشه با هم دوست باقی میمونیم(اه…اه :دی) تا حداقل واقعیت واسه ما 2 تا معلوم بشه…بابت این موضوعم خوشحالم
آن شرلي در 10/06/02
گفت:
سلام دوست من….خيلي خوش حالم كه بعد از مدت ها اومدم ببينمت!چقد حال و هواي اينجا عوض شده…
تبريك ميگم بابت كتابت…در اولين فرصت ميخونمش….
ديگه بايد برم ديره…
خدا حافظ و موفق تر باشي
سلام.خوشحالم كه اينجا ديدمت.كم نيست زماني كه نبودي……شاد باشي رفيق
فاطمه در 10/06/02
گفت:
سلام. می شناسید یا ما هم مثل کرایه هاتون عقب افتادیم؟ خوبید؟ ظاهرا که حال و هوای جدید صورتی رنگ وبلاگتون می گه خوبید.
سلام.بانوان زيادي به نام بزرگ بانوي اسلام كه امروز روز ميلادشان است مي شناسم اما راستش از روي آدرس اي ميلتان نتوانستم به يادتان بياورم.اما هر چه بيشتر گشتم در اين رنگ خاكي نشاني از صورتي نديدم
باري بعد از 6-7 ماه سكوت وقتي به اين وبلاگ برگشتم قصد كردم كمترين بازتاب احوالم را در آن منعكس كنم …..آنچه اينجا مي بينيد نه حال مجتباست!
چه جالب!!! قبل از اینکه رنگ خاکی باز بشه کاملا صورتی رنگه!
از صورتی باید عبور کنیم تا به خاکی برسیم…
خوش شانسی ماست که دوستان خوب زود از یادمون می برند ولی بی خیال!
کویر در 10/07/30
گفت:
امروز تو را بواسطه همه زندگیم خوندمت……………
از امروزبرات مینویسم……..
من به حرمت کاغذ سپید خدا در نزدیکی تو پادشاه مهر خدام