شاسوسا شبیه تاریک من

وبسایت رسمی مجتبا تقوی زاد

جایی برای زیستن زن ها

پیش نوشت :

آنچه در این پست و پست هایی از این دست می آید ، نقد کتاب نیست و نگارنده خود را منتقد نمی داند.این سطور نوشته های یک مخاطب است پیرامون آنچه که خوانده است ، همین و بس!

اگر اصل وجود جنسیت در نوشتار را بپذیریم ، “سریرا ، سیلویا و دیگران” نمونه ای از یک نوشتار زنانه است. حس می کنم در این داستان ها سپینود ناجیان ایستاده و فریاد می کشد :”من یک زن هستم و به زن بودنم افتخار می کنم.” داستان های کوتاه-و البته چند داستان کوتاهِ کوتاه- این مجموعه از رویایی زنانه پرده بر می دارند.گمانم – علیرغم تمام ژست های روشنفکرانه – هنوز هم زن ایرانی رویای مردی آرمانی را در سر می پرورانند. شخصیت های اکثر داستان های این مجموعه درگیر معشوقی اثیری اند و ناجیان با لطافت و زیرکی خاصی رویای سواری با اسب سپید را به روز رسانی کرده است. توجه ناجیان به گیاهان خانگی که یکی از عناصر پر کردن تنهایی شهرنشینان امروز است ، زنانگی را فریاد می زند . گیاهانی که گاهی نامشان به گوش هیچکدام ما آشنا نیست اما گمانم زنانی که با گیاهان خو گرفته اند ، خوب آن را می شناسند. اعتراض نهفته ناجیان به وضعیت زن ایرانی دچار شعار زدگی نمی شود و مردها را – به سیاق آن خانم کارگردان – به ورطه اژدها شدن نمی کشاند و این یکی از نقاط قوت این مجموعه است.

روایت “نارنجی ، لیمویی تا زیتونی” برای همه ی ما آشناست. شاید خیلی از ما تجربه اش را داشته ایم و در این داستان غرق شویم.اضطراب شخصیت زن داستان در مورد مردی که به واسطه رابطه ی پنجره ها خود را در مقابل او متعهد می داند ، بسیار دلنشین است. حضور معشوق اساطیری در داستان های “آن مرد تبر دارد” و “نازک آرای تن ساقه گل ” به همان نگاه آرمان گرایانه ی زنان جامعه ایرانی – که پیشتر از آن صحبت کردم – بر می گردد و ماجرا آنقدر معصومانه روایت می شود که همه – حتی مردان – حق را به زن ماجرا می دهند.نه اینکه ناجیان دچار خط دهی به افکار خواننده شده باشد ، نه! مظلومیت زن داستان حسی غریب را برای مخاطب به وجود می آورد . ” حلقه ای در انگشت نشانه ” موضوعی را هدف می گیرد که به تصور من ذائقه زن ایرانی را تلخ می کند و باعث می شود او با عصبانیت سیم ارتباط با داستان را پاره کند. نویسنده با نگاهی روشنفکرانه به مساله “هوو” می پردازد  و حق شخصی اش را به حق زن بودن ترجیح نمی دهد و هووی داستان را قربانی زن بودن می داند. اما به شخصه نقطه عطف این مجموعه را در داستان “امیرعلی”می بینم . جایی که بر خلاف کل مجموعه نگاه شاعرانه ی ناجیان به نگاهی قصه گو بدل می شود.دیالوگ های کوتاه ، بُرنده و دلنشین ناجیان و تصویر سازی های فوق العاده او  “امیر علی” را به بهترین داستان این مجموعه بدل کرده است.در “امیر علی ” زنان داستان ، زنی ایرانی با تمام مختصات آشنا هستند.دیگر آرمان بر واقعیت نمی چربد و همین بار داستانی ماجرا را بالاتر می برد.

آنچه در کل این مجموعه به چشم می خورد ، روایت شاعرانه در داستان است. چیزی به به مذاق من خوش نمی آید .صادقانه باید اعتراف کنم برایم قصه گویی در داستان بسیار بیشتر از نگاه شاعرانه اهمیت دارد.شعر را به جای خود می پسندم . داستان را به جای خود.مجموعه ناجیان – جز در داستان امیر علی- فاقد مشخصه قصه گویی است و این به خودی خود ضعف محسوب نمی شود ، تنها با سلیقه ی من جور نیست. تصویر های خیال انگیز ناجیان شعر های زیبایی را در قالب داستان آفریده اند اما قصه ای را فریاد نمی کشند.

با تمام این ها که گفته شد ، حس می کنم “سریرا ، سیلویا و دیگران ” مظلوم واقع شده است. قبل از نگارش این سطور وب را جستجو کردم و به گفتاری دندان گیر در مورد این مجموعه نرسیدم. گمانم “سریرا ، سیلویا و دیگران ” پس از گذشت قریب به 9 ماه از انتشارش و خبرهایی مبنی بر فروش خوب آن جای صحبت بیشتری دارد و در عجبم از سکوتی که نسبت به آن روا داشته شده است . با خودم در مورد مافیای ادبی فکر می کنم و ندایی در من می گوید :”به راستی اگر ویراستار این مجموعه فلان کَسَک بود ، باز هم سکوت رسانه ای در برابر این مجموعه جریان داشت؟!” سپینود ناجیان و مجموعه داستانش شایسته ی این سکوت نیستند.

  1. 2 بازتاب(ها)

  2. May 31, 2010: شاسوسا شبیه تاریک من » وا گويه هاي يك ذهن مشوش
  3. Oct 1, 2011: شاسوسا شبیه تاریک من » بند رختی در انظار عموم

دیدگاه خود را ارسال کنید