گوهرشاد
بالا مي روي
از پله هاي آسمان
صلاه ظهر
آفتاب تازيانه به صورت مي زند
لب ها به خنده وا مي شود
و خدا ” تر ” است
بزرگ تر است
مرطوب است
دست مي كشد
و خورشيد سرخ مي شود!
چشمانش را به زمين مي دوزد!
و خدا ” تر ” است
بزرگ تر است
دل هايتان را همينجا بگذاريد
اين بنگاه ابدي
دل باز كني تضميني…..
مگر نه اينكه
خدا ” تر ” است؟؟
بزرگ تر است؟
آفتاب خجالت كشيده
دست مي كشد روي زخمهات
و تو يادت مي رود چه مي خواستي
معامله اي كه دو سر رضاست!
و خدا “تر ” است
بزرگ تر است!
دلت رقصش گرفته
صدف سينه را مي شكند
شاد است
اين جا
گوهر
شاد است!
اينجا گوهر شاد است!
و خدا “تر” است
بزرگتر است
از همه ي دردهات!
پ.ن:امام رضا(ع) قول داد با من بيايد!


