مازوخیست
در تاریخ: May 10, 2009
گفت :دلم می خواهد جایی باشم که نفسم حسابی تنگ شود و خستگی امانم را ببرد ….جایی که فرصت نداشته باشم به زندگی فکر کنم …..دکتر نوشت:”مازوخیست حاد”…..خندید ……اشتباه می کنی دکتر ….درستش می شود عاشق!
پ.ن.1:این روزها هجمه اس ام اس هاییست که با مضمون “شیری یا روباه” روان می شود سویم …..جواب اکثرشان هم این است که پلنگم……داشتم به ان بیت قدیمی فکر می کردم ….یادت که هست؟؟؟”من پلنگ سرکش رشتم،حرفه ام شکار آهوهاست/بخدا از نگات می ترسم ، که دوتا چشم های تو شیرند”
پ.ن.2:تهران ببین چه بر سرم آوردی……زیر لب این مصرع آشنای غریب را زمزمه می کنم ناخودآگاه!
پ.ن.3: هنوز طعم خنده هات زير دندان دلم مانده!



عطیه در 09/05/10
گفت:
درد عشق است و جگرسوز دوائی دارد …
يكتا در 09/05/10
گفت:
قصه ها را دوست دارم … افسانه پلنگ را دوست تر دارم … از بس كه ماه را عاشقم … ماه مانا …
لیلا-آبی آسمانی در 09/05/11
گفت:
گاهی آدما نمی دونن که دو دستی باید بچسبن به زمانهای عاشقیشون… تو اینو یادت باشه… بزار کش بیاد…
ساناز در 09/05/11
گفت:
اصلا اداما عاشق می شن چون مازوخیسم دارن عاشقم که نباشی خوب بلدی چه جور خودتو بچزونی!!
مسافر سکوت در 09/05/12
گفت:
چشم آهو هم اگر بود
کمينگاه نفسي حبس ميخواهد
و شکارچي نفسي تا از پشت کمين سر بکشد
تا به سر شير رسد
کماني اگر آماده نباشد