هذیان
من آدم بدقولی هستم چون مصوبه هیئت وزیران مانع انتقال از استان ها به تهران می شود و لابد چایی و بیسکویت می تواند تمام خاطرات خوب آدم ها را پاک کند….من یک غول بی شاخ و دم سبزم که آدم ها را فریب می دهم …خفاش شب را دیروز صبح وقتی ادرارش را می خورد دستگیر کردند…..عاشق های زیادی هستند که سرشان به سنگ می خورد …..اما هیچ وقت بر نمی گردند ….بحث شن و ماسه مهم است اقا …..درآمد سازمانی بالاتر می رود …..من هم فحش خواهر و مادر خوب بلدم قابل توجه سازمان متبوع …….جنگ است …..زناشویی یعنی جنگ …..یعنی مادر زن دشمن …..مادر شوهر قاتل پدر ……اصلا گور بابای هر کسی که غیر از این بگوید ……مردها همه سراپا یه کرباسند ….درست که هیچ دو آدمی در روی زمین مثل هم نیستند ولی این مردها همه اینگونه اند ….امروز امتیاز نگیری فردا …….من یک غول بی شاخ ودم سبزم که شاهزاده ای را توی قفس نگاه داشته ام ….می گویم مراقب خودتان باشد …..نزدیک نشوید …..من گاز می گیرم ها ……فاصله عشق و تنفر بک مرز باریک است ….از مرزهای جغرافیایی هم باریکتر …..می شود یک لحظه دیگر به خاطر نیاوری که عاشقت بود و روزهای خوشی با هم داشته اید …..خروسک گرفته ام ….صدایم در نمی آید و سرفه هام همه را کلافه کرده …..چشمانم از وزغ درشت تر شده اند …..من ادم کثیفی هستم ….مواظب پاچه شلوارت باش لجن نشوی…………من هیچ نمی فهمم …..نه می فهمم مریضی چیست …..نه فشار نه استرس……..اصلا من یک قول بی شاخ و دم سبزم
پ.ن:به اندازه تمام این سطوری که آنلاین نوشته شده بی معنی و بی سر وته ام اکنون….



باهار در 09/02/15
گفت:
نمي گفتي هم مشهود بود كه بي سر و ته
البته با عصبانيت هرچه تمام تر و بد تر
نكن اين كار و برادر
رضا در 09/02/15
گفت:
یاد خسرو به خیر
چرا اینقدر با خودت تند رفتار میکنی
ناراحت میشوی ها
خب است که اینها را در کوره گفتی
شاید خوب هم باشد
لحظه ها و شرایط، برای پختیدن ماست
جدای از اینکه، هر لحظه آزمایش است،
هر کسی هم آزمایش است.
من هر وقت کسی میگوید منزل، خش خشی میشوم
مه رو جعفری در 09/02/15
گفت:
دلگیرم از …
همه چی!
نیما در 09/02/15
گفت:
این متن اگه 2 تا چیز درست و حسابی نوشتی باشی اونم این 2 تا است:
1- می گویم مراقب خودتان باشد …..نزدیک شوید …..من گاز می گیرم ها
2- فاصله عشق و تنفر بک مرز باریک است
با توجه به شناختی که من ازت دارم تو قبلاً هم بعضی اوقات گاز میگرفتی و لی بقیه هاش درست نیستش، احتمالاً بقیه رو قاطی زدی.
من احساس میکنم چیزای جالبی نوشتی، البته جالب یا معنا دار میشه گفت، همش که چرت و پرت نیست ولی یه مقدار صبر داشته باش، آدم باید َشوئه شوئه گام برداره، همفکری کنه البته اگه واقعاً میخواد یه زندگی بی درد سر و راحت داشته باشه. همین دیگه ما که گفتیم، ای شا الله روبراه بشه همه چی. خدا تو رو و ما رو شفای عاجل بده.
گفته بودی چشات از وزغ درشت تر شده. من فکر میکنم زیاد تغییری نباید کرده باشه تنها تغییر در نگاه خودت ایجاد شده. البته اینو به دل نگیر.
عطیه در 09/02/16
گفت:
آدم ها آمده اند که بجنگند … بجنگند برای بودن ….برای ماندن ….برای خوب تر ماندن ….گفتم مساله دنیای ما مساله خون است …..حالا باید جگر جنگیدن باشد ….چون همیشه رقیب برای جنگیدن هست …..اما می دانی خوبی اش چیست ؟؟ خوبی اش فقط در این است که ذهنت قبول می کند داری به خاطر خودت می جنگی – زندگی می کنی – چون هیچ تسلیمی به خاطر خود نیست …..هیچ تسلیمی
.
.
.
عطف به ماسبق اگر کنم ، یکی از پست های خودم می شود که یک سطر بود :
شاعر می گوید : جگر شیر نداری ، سفر عشق مرو …
.
.
من جگرش را نداشتم لابد اخوی که خون ِ جگر ضمیمه است . می بینید ؟
مورچه ! بله قربان .. سرت را بیاور بالا ، بله قربان .. اینجا یک نظامی ست . این نظامی نظام دارد. بله قربان . چپ نرو ، بله قربان . راست بنشین ، بله قربان …
.
.
مورچه سرباز، رد خون را بو می کشد .
ari در 09/02/16
گفت:
می خواستم یه چیز بنویسم ،پشیمون شدم
روح الله در 09/02/17
گفت:
همه همانند همیم داداش روزگار اونطور که باید نمیگذرد…
بوتیمار در 09/02/20
گفت:
سلام…….دوست قدیمی
خوبی؟
مدت ها بود نیومده بودم
پایدار باشید