Just another WordPress weblog
نبات را توی قهوه های تلخ می ریزی طعم تنت را به خوردم می دهی!
سالهاست ظرفشوی کافه های شهرتان هستم شاید سهمم را بگیرم فنجان ماتیکی ات
غنچه رُز لب هات طعم نرگس دارد! پ.ن:هوس کرده ام عریان شوم زیر باران!
رگ هایم جاده ای است که تو تنها از آن عبور می کنی!
در من می دوند گله ای گوسفند در رقص با نی لبک چوپان!