Just another WordPress weblog
قلقلک می دهد شیشه را انگشتان باران!
می زند باران به شیشه / مثل انگشت فرشته
و هوس میکنی پنجره را حسابی باز کنی
دردهای در هم تنیده مارهای به پلهها پیچیده منچهای به مقصد نرسیده بازی زندگی مزخرف میشود و من، باز هم جر میزنم
عطیه در 08/12/28
گفت:
می زند باران به شیشه / مثل انگشت فرشته
در 08/12/28
گفت:
و هوس میکنی پنجره را حسابی باز کنی
در 08/12/28
گفت:
دردهای در هم تنیده
مارهای به پلهها پیچیده
منچهای به مقصد نرسیده
بازی زندگی مزخرف میشود
و من، باز هم جر میزنم