هنگ
دیده ای آدمی را که هر چه بگوید علیه اش استفاده می کنند؟؟؟دیده ای کسی را که می ترسد از گفتن؟… گلوی این کوه را سنگ بغضی بسته است…..فقط نگاه می کنم!
پ.ن:لگد هام محکم تر شده بود …..مادر هم دردش بیشتر …..من با اولین روز محرم آمده ام!
وبسایت رسمی مجتبا تقوی زاد
دیده ای آدمی را که هر چه بگوید علیه اش استفاده می کنند؟؟؟دیده ای کسی را که می ترسد از گفتن؟… گلوی این کوه را سنگ بغضی بسته است…..فقط نگاه می کنم!
پ.ن:لگد هام محکم تر شده بود …..مادر هم دردش بیشتر …..من با اولین روز محرم آمده ام!
قلقلک می دهد
شیشه را
انگشتان باران!
می گویم …..آئین نامه ای برای مقاوم سازی دل در برابر لرزه ننوشته اند آیا؟؟!!!
می دانی جاده متفاوت است برایم …..این جاده ی همیشگی را وقتی سمت تو می آیم رویایی می پندارم و زمانی که باز می گردم جاده ای رو به برزخ…..
پ.ن:هر شبی که با دیدار تو صبح می شود یلدایی است برایم ….حالا چه رسد به شبی که تلاقی کند به یلدای سنتی….
غرق می شوند
انگشت هام
توی دریای موهات!
پ.ن.1:شادی های کودکانه ای دارند آدمها که چشم هاشان را عجیب زیبا می کند!مانند
شادی های غریب امروز…..روز برفی قبل از عید و گونه هایی که سه بار بوسه می
خوردند….
پ.ن.2:همه ی خوبی های عالم را از سادات هدیه گرفته ام مدام….
پ.ن.3:عیدت مبارک
سیده خانم