شاسوسا شبیه تاریک من

Just another WordPress weblog

هنگ

در تاریخ: December 29, 2008

دیده ای آدمی را که هر چه بگوید علیه اش استفاده می کنند؟؟؟دیده ای کسی را که می ترسد از گفتن؟… گلوی این کوه را سنگ بغضی بسته است…..فقط نگاه می کنم!
پ.ن:لگد هام محکم تر شده بود …..مادر هم دردش بیشتر …..من با اولین روز محرم آمده ام!

باران

در تاریخ: December 28, 2008

قلقلک می دهد
شیشه را
انگشتان باران!

آئین نامه

در تاریخ: December 24, 2008

می گویم …..آئین نامه ای برای مقاوم سازی دل در برابر لرزه ننوشته اند آیا؟؟!!!

Diffrence

در تاریخ: December 22, 2008

می دانی جاده متفاوت است برایم …..این جاده ی همیشگی را وقتی سمت تو می آیم رویایی می پندارم و زمانی که باز می گردم جاده ای رو به برزخ…..
پ.ن:هر شبی که با دیدار تو صبح می شود یلدایی است برایم ….حالا چه رسد به شبی که تلاقی کند به یلدای سنتی….

غریق

در تاریخ: December 16, 2008



غرق می شوند
انگشت هام
توی دریای موهات!

پ.ن.1:شادی های کودکانه ای دارند آدمها که چشم هاشان را عجیب زیبا می کند!مانند
شادی های غریب امروز…..روز برفی قبل از عید و گونه هایی که سه بار بوسه می
خوردند….
پ.ن.2:همه ی خوبی های عالم را از سادات هدیه گرفته ام مدام….
پ.ن.3:عیدت مبارک
سیده خانم