مادر جاده
در تاریخ: October 27, 2008
جاده چون مادریست که رازهای کودکش را در خود حل می کند….
.
.
.
.
فاصله تا تو را این جاده ها خوب می شناسند …..
.
.
.
.
جاده ها محرمند …..حتی برای بغض های آدمی ……
Just another WordPress weblog
عطیه در 08/10/27
گفت:
چشمهای ِ منتظر به پیچ ِ جاده ؛
دلهره های ِ دل ِ پاک و ساده …
پنجره باز و غروب پاییز ؛
نم نم بارون ، تو خیابون ِ خیس …
عطیه در 08/10/27
گفت:
وقتی میای ، صدای پات ، از همه جاده ها میاد ..
انگار نه از یه شهر ِ دور .. که از همه دنیا میاد !
.
.
.
هر چی که جاده ست رو زیمن ؛
به سینه من می ر سه !
.
.
شعرهای زیادی ؛ جاده دارند … و جاده ، آغوش گریه هاست ! باور کن اخوی ..
عادله در 08/10/28
گفت:
سکوت کن … صدای پایش را می شنوی از آن سوی جاده ها … دارد می آید آغوش وا کن!
یکتا در 08/10/29
گفت:
سلام … چه خوب گفتید که گاهی جاده می شود همه چیز برای دلی که … ممنونم …
نیما در 08/10/30
گفت:
قشنگه
مه رو در 08/10/30
گفت:
جاده فریاد می زنه بیا…
از آمدن تا رفتن گرچه فاصله ای هم نباشد…
masoud در 08/11/03
گفت:
به نظرت چه کامنتی برات بزارم که …. بگذریم.ولی خب یادش بخیر