شاسوسا شبیه تاریک من

Just another WordPress weblog

کودکی

در تاریخ: September 18, 2008







توی شامه ای باران خورده می پیچد…


عطر سالهای کودکی….


زنگ می زند همراهی که پلاستیکی است …..!

 


12 دیدگاه نوشته شده است! »

  1. عطیه در 08/09/18
    گفت:

    عطرآرزوهای کودکی …
    پر می کند …
    روح را و فضا را و ….
    پ.ن : التماس دعا اخوی !

  2. نشاط در 08/09/18
    گفت:

    یادگار کودکی…
    ارزوهای کوچک…
    خندهای بزرگ…
    دلتنگشانم!!!

  3. نیالا در 08/09/20
    گفت:

    این کودکی این کوچکی همیشه بوهای خودش را دارد. که 100 ساله هم که باشیم فقط کافیست شامه تیز کنیم تا به یک چشم بر هم زدن برگردیم به آن.
    ما فراموش نکردیم چند روز دیکر چه روزی است. شما چطور؟

  4. عطیه در 08/09/20
    گفت:

    بوی باران …
    شال گردنای راه راه رنگی رنگی …..
    کودکی های دور …
    شیرین …
    مادر …
    خاله بهار …
    هوم !

  5. یاد کودکی ها مان بخیر……

  6. نیالا در 08/09/24
    گفت:

    تولد شما که همان مال ما هم هست مبارک باشد. آرزوی سالهای خوبی در پیش رو برایت دارم شاسوسای عزیز.

  7. عطیه در 08/09/24
    گفت:

    یواش یواش آرومترک …
    صدای پاهاش بیشترک …
    نزدیکه نزدیک ..
    نزدیکه نزدیک ! :)

  8. چی شد؟ لود نشد؟

  9. نیالا در 08/09/24
    گفت:

    در آن روزهای قدیم، وبلاگی بود به نام شاسوسا. که قسمتی داشت به نام بیوگرافی که در آن تاریخ تولد نویسندهء ان وبلاگ ذکر شده بود. ما هم که کلا باهمش و با استعداد. به نیم نگاهی به خاطر سپردیم که ما از نویسندهء ایم جا دقیقا دوروز بزرگتریم. و کامنتای هم نهادیم که سلام کردن به ما بر شما واجب می باشد به خاطر این کبر سن.:دی. حالا یادت اومد. ببخشید سوتی دادم. حواسم رفت پیش یکی دیگه که درست همون روز تولدشه وگر نه به شما سر موقع تبریک میگفتم آقاجان

  10. عطیه در 08/09/25
    گفت:

    امروز فرداس .. D:

  11. مبارک مبارک … توفلدت مبارک. پس سهم کیک من کو؟؟؟؟/

  12. عطیه در 08/09/26
    گفت:

    چرا اینجا هیچ خبری نیست پس ؟