شاسوسا شبیه تاریک من

Just another WordPress weblog

چه فرق می کند آیا؟

در تاریخ: July 15, 2008

خانه ام اینجاست
در قلمرو همیشگی چشمهای تو
پشت پرچین مژه گانت!
موهایت را چتری زدی
اما باران خیسمان کرد!
گمانم یادمان رفته بود
باران را خدا آفریده
چتر را انسان!
حالا ریسمان بارانی را بالا برویم
با خیابان های باران خورده را
توفیری نمی کند!
خیسیم!
مثل عطر مریم!
پنجره را باز کن آیه!
بگذار نور صورتی باران
روی تاقچه سبز شود!
پ.ن:درد هست ….خیلی هست!اما خدا هم هست!خیلی بیشتر از درد!

8 دیدگاه نوشته شده است! »

  1. نیمرخ در 08/07/15
    گفت:

    خدا هست
    درد نیست
    درمان هست

  2. عطیه در 08/07/16
    گفت:

    خدا هست ، همین کافی نیست..؟
    پنجره را باز کن آیه!
    بگذار نور صورتی باران
    روی تاقچه سبز شود!
    ..
    بعد از مدتها، تنها کاری بود که خیلی چسبید..

  3. امید در 08/07/16
    گفت:

    …و خدایی که همین نزدیکیست…
    استعاره خیلی جالبی بود… موهای چتری و باران چشمان… واقعا عالی بود

  4. چكاوك در 08/07/16
    گفت:

    اولا كه كامنتدوني بي‌تربيتي داريد. تربيتش كنيد نظر من رو خورد. دوما گفتم كه آقا مباركه. آريالا پس به نظر مي‌رسه شما هم به درد ما(من و يار) دچار شديد. پس ما شاهد روابط عشقولانه هستيم:دي

  5. شعرت خیلی قشنگ بود … خیلی… اما من می ترسم برای این همه احساست … دلم چرا اینقدر شور می‌زنه! مجتبی بعضی چیزا قابل توضیح نیست امیدوارم محتاط باشی و بیشتر وقت بگذاری و بیشتر فکر کنی…

  6. masoud در 08/07/17
    گفت:

    سلام ریفیق … خداییش دمت گرم … خیلی بهم چسبید … درد هست ….خیلی هست!اما خدا هم هست!خیلی بیشتر از درد!
    اشکمو در آورد دیوونه ………….

  7. مریم در 08/07/17
    گفت:

    حسبی الرب من المربوبین…

  8. مریم در 08/07/18
    گفت:

    سلام
    دختر خاله ایم!
    حتماً. شما هم هر جا هستید برای ما دعا کنید.