مطرود
دکمه های پیراهنم را باز می کنم ….می خواهم این هوا تمام تنم را بپوشاند ….همیشه صعود از کوههای جنگل پوشیده سخت تر است اما من ….نمی دانم عاشق جنگلم …یا سختی ….شاخه ای به شلوارم گیر می کند و روی رانم را …خراش افتاده ….آنقدر دور شده ام که صدای گروه نمی آید …. من ساز مخالف نمی زنم اما …..اما انگار دیگر گروه هم حوصله ی حرفهایم را ….دل به جنگل داده ام ….جنگل خیلی بزرگتر از گروه است ….خیلی بزرگتر و بزرگوارتر….صدای آواز قمری سرخوشی می آید ….چشم می چرخانم اما …..صدای گروه قل می خورد توی آواز قمری…..ترجیح می دهم گوشم را بگیرم!!!!گروه بدهی هایش را فراموش کرده!!!!حالا که همه صعود را یاد گرفته اند….رفیق و راه بلد نمی خواهند!!!!هفت قرآن به سر دردی هم که نیست تا دنبال رفیق باشند!!!کاش گوش آدمی قابلیت تفکیک اصوات را داشت …من دلم میخواهد صدای آن قمری را بشنوم…..من فرزند باران و جنگلم!!!!این تنها صدای طبیعت است که …..صدایم را صاف می کنم….فریاد می کشم ….می خواهم قمری ها خوب صدایم را بشنوند….”تَوَکَّلتُ عَلَی الله و اللهُ بَصیرٌ بِالعِباد….”
پ.ن.1:گفت : “توصیه می کنم هرگز چیزی رو به زور به دست نیاری داداش کوچیکه”…..گفتم:”تمام سعی مو می کنم”…اما نگفتم ….همیشه همه چیز را به زور به دستم دادند!!!!هر سرکشی ریشه ای دارد …..می دانی؟!!زور سرکشی کردن هم ندارم!!!!
پ.ن.2:گاهی فکر می کنم کاش خیلی آدم ها مرا پشت همین خطوط می دیدند!!!کاش خیلی ها زندگی خصوصی ام را نمی دانستند!!!
پ.ن.3:اصلا مهم نیست برایم!!!یعنی مدتهاست که دندانش را کشیدم!!!خیلی چیزها را تحمل کردم و دم نزدم!!!ریز ریز تغییرات رفتاری دوستان را دیدم و نگفتم!!!من از کسی طلبی ندارم!!!بگذار آنگونه که خوشند باشند!!!من به همین دلم که برای همه شان می تپد خوشم!!!
پ.ن.4:اداره ام!!!دلم گرفته!!!



Heaven Searcher در 08/04/27
گفت:
اصلا مهم نیست برایم دیگه
دلقك در 08/04/28
گفت:
سلام رفيق
نیم رخ در 08/04/28
گفت:
فکر کنم بیشتر زندگی ” نامعادلاتی ” هست که اصولا قرار نیست ما ها براش جواب پیدا کنیم …
فائزه در 08/04/28
گفت:
من از همه چیز بی خبرم! نمی دونم مسئله تون چیه ولی فکر نکنید دونستن زندگیه خصوصی یا مشکلات یا هر چیزی نقش خیلی تعیین کننده ای داره توی دوستی ها! بلکه اگرم نقشی داشته باشه در جهت قوته نه سرد شدن!
در هر حال نقاط ضعف رو از خود دور کن تا احساس رضایت کنی…از همه چیز
تو اگه از خودت و زندگیت راضی باشی (که گاهی انگار نیستی) به نظرم دیگه کسی حق نظر راجع به شرایطتو نداره
sakht nagir
فائزه در 08/04/28
گفت:
من از همه چیز بی خبرم! نمی دونم مسئله تون چیه ولی فکر نکنید دونستن زندگیه خصوصی یا مشکلات یا هر چیزی نقش خیلی تعیین کننده ای داره توی دوستی ها! بلکه اگرم نقشی داشته باشه در جهت قوته نه سرد شدن!
در هر حال نقاط ضعف رو از خود دور کن تا احساس رضایت کنی…از همه چیز
تو اگه از خودت و زندگیت راضی باشی (که گاهی انگار نیستی) به نظرم دیگه کسی حق نظر راجع به شرایطتو نداره
sakht nagir
فائزه در 08/04/28
گفت:
من از همه چیز بی خبرم! نمی دونم مسئله تون چیه ولی فکر نکنید دونستن زندگیه خصوصی یا مشکلات یا هر چیزی نقش خیلی تعیین کننده ای داره توی دوستی ها! بلکه اگرم نقشی داشته باشه در جهت قوته نه سرد شدن!
در هر حال نقاط ضعف رو از خود دور کن تا احساس رضایت کنی…از همه چیز
تو اگه از خودت و زندگیت راضی باشی (که گاهی انگار نیستی) به نظرم دیگه کسی حق نظر راجع به شرایطتو نداره
sakht nagir
فائزه در 08/04/28
گفت:
من از همه چیز بی خبرم! نمی دونم مسئله تون چیه ولی فکر نکنید دونستن زندگیه خصوصی یا مشکلات یا هر چیزی نقش خیلی تعیین کننده ای داره توی دوستی ها! بلکه اگرم نقشی داشته باشه در جهت قوته نه سرد شدن!
در هر حال نقاط ضعف رو از خود دور کن تا احساس رضایت کنی…از همه چیز
تو اگه از خودت و زندگیت راضی باشی (که گاهی انگار نیستی) به نظرم دیگه کسی حق نظر راجع به شرایطتو نداره
sakht nagir
عطیه در 08/04/28
گفت:
اینکه بخواهی ریشه هایت را از خاکت بیرون بکشی، آزارت می دهد ؛ خودت هم خوب می دانی … نمی گویم علفهای هرز را کمک کن، اما جوانه ها و ریشه های درونت را هم نکن … اخوی !
عطیه در 08/04/28
گفت:
دلم از آن جنگلها می خواهد .. و از آن هوارها..
هديه در 08/04/28
گفت:
ولي يه وقتايي ساز مخالف مي چسبه ها… ما از اون جنگلا دلمون مي خوادددددددددددددددددددد
masoud در 08/05/01
گفت:
سلام دوست من…خوبی؟ چی میگی واسه خودت!؟ نمیدونم یا من چیزی نمی فهمم یا تو پرتو پلا میگی ؟ گزینه یک صحیحح می باشد .
خیر ، جواب درست گزینه 2 می باشد .
فرشته اي در تاريكي در 08/05/04
گفت:
زندگي رو سخت نگير دوست من