قهوه
من آرامشم را توی
قهوه ی چشم های تو می بینم ….چشم هایت را
نبند!بگذار فنجانی دیگر بنوشم…….

+تو
را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به
جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم
برای خاطر عطر نان
گرم
وقتی که آب می شود
و برای خاطر
نخستین گل ها
تو را به
خاطر دوست داشتن دوست می دارم ….
تو را به
جای تمام کسانی که دوست نمی دارم ….دوست می دارم
«مونولوگ قسمت آخر
مدار صفر درجه- شاعرش را نمی دانم راستش»
پ.ن.1:دلم یک
مسافرت می خواهد ….یک مسافرت اساسی…..دلم می خواهد چند نفری همسفرم باشند
…..«به دلیل مسائل امنیتی از نام بردن همسفران مورد نظر معذورم»
پ.ن.2:"گاهی
فرشته ها شرمنده می شوند …"یادت هست این
نوشته را؟!!خط و عکس آن روز را کنار هم گذاشتم ساعتی پیش…..



Heaven Searcher در 08/02/26
گفت:
عاشق این قسمت سریال مدار صفر درجه بودم!
انتظار...انتظار... در 08/02/27
گفت:
سلام
چقدر من این نوشته رو دوست دارم…….
راستی قهوه ای قهوه .. قهوه ای پررنگه……
مسعود در 08/02/27
گفت:
سلام ريفيق….تو اگه منو نداشتي چيكار ميكردي؟ حال كردي چي بهت دادم ؟خوش انصاف ميگفتي زحمتش گردن ريفيقه گري گوريم بود… لال ميشدي ؟ هه هه هه … خيلي مخلصيم
مسعود در 08/02/27
گفت:
راستي يادم رفت منم تو ليست محرمانت هستم يا نه ؟ خب معلومه نه ديگه … تو كه مرام نداري داري؟
حالا اين جا ضايع نشي ميگيم داري
ari در 08/02/27
گفت:
به قول نغمه ….دوستت دارم یعنی که دوستت دارم ..
عطیه در 08/02/28
گفت:
چشمهای این دختر سگ دارد…
ما حسودیمان شده!
هديه در 08/02/29
گفت:
سلام..خب من نمي دونم كيا همسفرتونن اما اگه دختر هم تو جمعتون داريد و دوست داريد تعدادتون واسه رفتن به سفر زياد شه! من يكي خيلي پايه ام… واقعا نياز به مسافرت دارم…
هديه در 08/03/01
گفت:
عارضم خدمت انورتان كه بنده هم متوجه شدم و براي همين دل در دستمال پيچيده ي زير درخت آلبالو گمشده ي بعضيها! را يواشكي نگاه كردم :دي
القصه براي همين خواستم همسفر شوم:)
نشاط در 08/03/02
گفت:
زمان به خیلی دور نمی رسد که آرامشی در چشمانی دیدیم و حال دیگر توافقی چشمانمان نمی بیندش.
هديه در 08/03/04
گفت:
شرمنده اخلاق ورزشيتون تو مطلب جديدم لينك دادم بهتون! بلكم مسافرت جدي شه :دي
امین در 08/03/06
گفت:
عاشقی و هزار دردسر.
دلم برای پست های شاسوسا24 دات پرشین بلاگ تنگ شده.