شاسوسا شبیه تاریک من

Just another WordPress weblog

ویارهای مردی زیر باران

در تاریخ: September 11, 2007


وسط جاده ایستاده
ام ….درست روی خطوط مقطع سفید …. نگران به هم ریختن موهام نیستم …..شاید
تراشیدن سر اولین قدم در رهایی از تعلقات باشد …..قطرات به سرم نرسیده بخار می
شوند ……


مثل همیشه داغم
…..داغِ داغِ داغ …..
Honey
you are very hot!


…..هان؟؟؟! از آغوشم می ترسی؟؟؟ می ترسی ذوب شوی و با من یکی؟…..! …..نه!نترس
……هم آغوشی آدم ها را یکی نمی کند …..حتی اگر هر دو داغ باشند….


مریم های توی دستم
سیراب شده اند ….من اما هوس کرده ام …..روی خطوط سپید لی لی کنم!!! به این می
گویند ویار مردی در باران ……من آبستن ….نه ….این باران مرا آبستن خود گرده
…..چقدر دلم برای قوطی کمپوت های آلبالو تنگ شده!!!«عاشق کندن کاغذ دورشان بودم»
قول می دهی بعد از زایمان برایم کمپ.ت آلبالو بیاوری؟؟!!


بی خیال لی لی شده
ام….. می دوم روی خطوط سپید …..اما حواسم هست که ناگاهی پایم از خطوط بیرون
نزند ….می دوم…..می گویند ته این جاده به خانه شما می رسد ……هرچه می دوم
اما ….مه می بینم و مه ……باران هم علاقه عجیبی به زدن روی سر کچل دارد
انگاری………


 

پ.ن.1: باران یعنی
تو بر می گردی ….*

پ.ن.2:می دانی
دوست دارم وقتی کسی از این طرف می کشد دستم را …..تو هم از آن طرف دستم را بکشی
…..درد رها کردن دستم از درد جر خوردن از وسط بیشتر است …..باور کن ….

پ.ن.3:امروز
چشمانم سفیدی می رفت …..خوب نمی دیدم!«خوب اصلا چرا دارم اینو به شما می گم؟؟!!دکترین
مگه؟؟!!!»

پ.ن.4:دلم برای
باران های نقره ای تنگ شده بود…..اوس کریم متشکرم!!!

پ.ن.5: این قضیه
کچلی جدی است ها ….ما دو هفته ای می شود که سر مبارک را به تیغ سپردیم!!!

*.نام کتابی از
نزار قبانی که من دیوانه شعرهاش هستم!


 

13 دیدگاه نوشته شده است! »

  1. 3tgh در 07/09/11
    گفت:

    axe zibayii bod

  2. 3tgh در 07/09/12
    گفت:

    ta gheybatesh chi bashe va ba ki bashe?
    bego ta halal konam

  3. نيلوفر در 07/09/13
    گفت:

    باران يعني تو برمي گردي / داشتم فكر مي كردم اين جمله چقدر آشناست كه گفتي …
    آقاي كچل ! :)

  4. نيوشا در 07/09/13
    گفت:

    …..هان؟؟؟! از آغوشم می ترسی؟؟؟ می ترسی ذوب شوی و با من یکی؟…..! …..نه!نترس
    ……هم آغوشی آدم ها را یکی نمی کند …..حتی اگر هر دو داغ باشند….
    كاملا درست گفته ايد عجيب به دلم نشست اين جمله هاتون.

  5. 3tgh در 07/09/13
    گفت:

    halale pesaram

  6. ari در 07/09/14
    گفت:

    سااااااااااااااام و علیک …….چند ماه خدمتی سرکار ….. به قول ما جاخالی(؟) جدیدی….بارون و دوست دارم هنوزچون تو رو یادم ؟؟!!!….بد زمونه ایه ….بای بای

  7. فائره در 07/09/15
    گفت:

    بهتر بود اسم این متنو می ذاشتی: توجه توجه آهای مردم من کچل کردم!!!
    می دونی که رکم.
    راستی در مورد کامنت توی وبلاگم
    چرا اسمتونو نذاشته بودین ؟ من نفهمیده بودم شمائین
    وگرنه از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون قصد خودکشی اصلا ندارم :)

  8. مریم در 07/09/15
    گفت:

    باران بزرگترین معجزه طبیعت است…حتی اگر خواب نبینی…حتی اگر م ر د ه باشی…
    پاینده باشید.

  9. دلم خواست کچل کنم! داشتم فکر میکردم چرا هیچ وقت اینکار رو نکردم!
    دلم بارون می‌خواد…

  10. عادله در 07/09/15
    گفت:

    دلم عصر پاييز مي خواد و يه آسمون بارون!

  11. هه! ویار پ.ن گرفته ای؟!

  12. اینجا باران می بارد و …
    به قطره ها که به کله کچلت می خورند دقت کن… :)

  13. سید مجتبی در 07/09/15
    گفت:

    سلام خسته نباشید. دلم برات (…)از تو آدرس نظرات محمد پیدات کردم. نه اینکه گم شده باشی ها . .. .