شاسوسا شبیه تاریک من

وبسایت رسمی مجتبا تقوی زاد

جنگ جهانی سوم

در تاریخ: February 23, 2011

جنگ جهانی سوم
با اولین بوسه هایمان آغاز شد
روزها
گنجشک ها
بر شانه هامان لانه ساختند
و شب ها
ماهیان بسیاری
در ملحفه هامان شنا کردند
ما
خواب دیوارها را آشفته کردیم!

زو

در تاریخ: December 22, 2010

چه چشم بگذاری

چه قایم شوی

من می میرم

اصلا بیا زو بازی کنیم

که هی من تو را بگیرم

که هی تو مرا بگیری

خیابان های بی پدر!

در تاریخ: November 20, 2010

من از انتشار خیابان هایِ بی تو می ترسم!
از محله هایی
که هیچ کوچه ی بن بستی ندارند
و از پنجره هایی
که خاطره ی بوسه هایمان را
از یاد برده اند!
دستانت
تاریخ تاراج بدنم در مقابل سپاه هوس بودند!
و آغوشت
جغرافیای بی مرز شادی!
حالا
تمام کوچه هایی
که از ما می گذشتند
عاشق شده اند!
اما
شهرداری می خواهد
کوچه ها را خیابان کُنَد
خیابان ها را اتوبان!
من از انتشار خیابان های بی تو می ترسم!
از نوزادانی
که حاصل هماغوشی ما نبوده اند!

“اسماعیل ” نام کوچک من است

در تاریخ: November 16, 2010

گل های داوودی
رو به آفتاب می خندند
و تمام رودهای جهان
از کنار کشتارگاه ها می گذرند
تا هیچ ذبیحی لبانش خشک نشود
تمام لذت قربانی
به چاقوی زنجانی دسته چوبی اش است
زندگی پر است از
سنگ هایی برای تیز کردن
یادت باشد
مرا به نام کوچکم بخوانی
من مجتبا نیستم
“اسماعیل ” نام کوچک من است
اما
اما چاقوها هنوز کُندند!

قربان 1430
7/9/88

زیارت شعرهای کشاورز

در تاریخ: October 29, 2010

پرنده ها را
نمی دانم
اما اگر
شعرهایم
سوار اتوبوس شوند
هجده ساعت دیگر به شما می رسند!
شعرهایی
که لهجه ی گیلکی دارند
و تازه از “بجارکار*” برگشته اند
پائیز
فصل زیارت شعرهای کشاورز است!

*: کار در شالیزار

پ.ن : حالا من و شعرهای کشاورز عازم زیارتیم.آهوهای خسته ای در راهند آقا !